سيد على اكبر برقعى قمى
310
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
ساشكر ما عشت السدوسى بره * و اوصى بشكر للسدوسى من بعدى وى مصنّفاتى پرداخت ، از جمله : كتاب غريب القرآن و كتاب الانواء و كتاب المعانى و كتاب جماهير القبائل و مؤرّج در لغت كسى است كه بر او بشورند و بر سر او غوغا بر پا كنند . مورق « 1 » : بر وزن شورش لقب يزيد بن سلمة بن سمره است معروف به ابن طثريه . و او را مورق از اين روى لقب دادند كه روى و مويش زيبا و سخنش شيرين بود و او خود شيفتهء دخترى به نام وحشيّه بود و در وصف او اشعارى نظم نمود و در خرج كردن و بخشيدن زيادهروى كرد و در چنگ طلبكاران گرفتار گرديد . برادرش ثور بن سلمه ديون او را پرداخت و سال 127 در جنگى كه وليد بن يزيد بن عبد الملك در آن مقتول گرديد كشته شد و از نظم اوست : بنفسى من لو مرّ برد بنانه * على كبدى كانت شفاء انامله و من هابنى فى كلّ شيء وهبته * فلا هو يعطينى و لا أنا سائله الا حبّذا عيناك يا امّ شنبل * إذ الكحل فى جفينتهما جال جائله فذاك من الخلان كلّ ممازق * تكون لادنى من يلاقى وسائله فرحنا بيوم سرنا امّ شنبل * ضجاه و ابكتنا عليه اصائله و كنت كأنى حين كان سلامها * وداعا و قلبى موثق الوجد حامله رهين بنفس لم تف كبولها * عن الساق حتّى جرد السيف قاتله موروى : منسوب است به موره بر وزن شوره و آن حصارى است از اعمال طليطله در كشور اندلس و ازآنجاست حسام الدّين ابو بكر بن ابراهيم بن عثمان موروى در شمار اديبان و كاتبان و شاعران . وى در قسطنطنيّه اقامت گزيد و به مقام وزارت سلطان عبد الحميد عثمانى رسيد و به دو لغت عربى و تركى احاطه داشت و شعر نيكو نظم كرد . مورى : منسوب است به موره با همان ضبط و همان محلّ و در نسبت به دو شكل آمده است و ازآنجاست ابو علىّ حسن بن محمّد بن علىّ انصارى مالقى معروف به ابن كسكرى . وى در اصل از مردم موره بود و در مالقه زيست و در شمار اديبان و لغويان و شاعران منظوم گرديد و گوشهگيرى را بر اختلاط و آميزش با مردم ترجيح داد و پس از سال ششصد درگذشت . و از نظم اوست در رجحان گوشهگيرى : لئن لزمت خمولى يا ابا حسن * فلم يزلنى عن مجدى و عليائى الست تحكم بالعليا و توجبها * النجم تبصره فى لجة الماء موريانى : منسوب است به موريان بر وزن كوفيان از قراى اهواز و از آن قريه است ابو ايّوب سليمان بن ابى سليمان مخلّد موريانى وزير ابو جعفر منصور دوانيقى امّا براى اندوختن ثروت حيلتى كرد به اين صورت كه او را پسرى بود ضعيف و ناتوان به نام صالح . روزى منصور گفت : « براى صالح بايد مزارعى فراهم آورد تا در زندگى به تنگى معيشت نيفتد » . موريانى از اين فرصت استفادت كرد و پس از يك سال مبلغ دويست و پنجاه هزار درهم نزد منصور برد و گفت :
--> ( 1 ) - و نيز مورق بن مشمرخ عجلى مكنّى به ابو المعتمر در شمار محدّثان و اخيار بود . وى از ابا ذر و سلمان و جز آنها روايت داشت و هنگام ولايت عمر بن هبيره بر عراق درگذشت ( لغتنامه / دهخدا : 44 / 62 ) .